hame chi arome

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــــــــــــــــــــــرفـــــــــــــــــــــــ
سهلاممممممممممممممم دوست جونیام.

 خوبین دوستای گلم؟؟؟؟من که عالیمممممممممم..خیلییییییییی عالیمممممم.

 

چوووووووووووووووون اینجا داره بــــــــــــــ♥ــــــــــــرفــــــــ میاد.

 

اگه بدونین چقد خوووووووووووووووشحالم.

 

دیشب هم برف میبارید ولی چون همراش بارون هم بود برفارو آب میکررررررررررررررررد.

 

دیشب عمم زنگ زد خونمون...دخترعمه کوچولوم زهرارو که یادتونه؟

 

بهم گفت دختر دایی خونه ما داره بلف میاد..خونه شمام بلف میاد.

 

منم دپرس شدم گفتم نه عزیزم اینجا بلف نمیاد...

 

خواهر زن داداشم به زن داداشم اس داد که بابلسر داره برف میباره شدید.دلتون آب.

 

من داشتم دیوونه میشدم.ای خدااااااا.

 

چون خونمون نزدیک دریاس.بارون شدید تر بود برف کمتر.connie_wimperingbaby.gif

 

بعد چند دقیقه دیدیم اینجام داره برف میباااااااااااااااره.منم این شکلی شدم.شکلکـــْـ هایِ هلــن

 هر دقیقه میرفتم پنجره اتاقمو بازش میکردم برفو میدیدم..ولی نمینشست رو زمین.

 

صبح ساعت ۷ونیم مامانم اومد گفت فاطمه پااااااااااشو کلی برف نشست رو زمین.

 

منم تند از جاااااااااااام بلند شدم پالتومو پوشیدم رفتم تو حیاط دیدم بــــــــــــــــــلـــــــــــــــه یه برف

 

خوشگل نشسته رو زمین...

 

بعدش عمه کوچیکم بهم زنگید که خوشحالی الان برفه؟ منم گفتم بـــــــــــــ♥ـــلــــــــــــــه...

 

بعد چند دقیقه یه عمه دیگم زنگید ینی مامان زهرا چوچولو.

 

زهرا بهم گفت دختر دایی اونجا بلف اومد؟گفتم آره یه عالمه برف اومد..من بهش گفتم اونجا هم

 

برفه..گفت آره اینجا درختا لباس سفید پوشیدن..مث تو کتاب علوم مامان که آزاده و امین دارن آدم برفی

 

درست میکنن..(الهیییییییییییی قربون حرف زدنش برممممممممم من)

 

بعدش بهش گفتم ما هم بعد از ظهر میریم خونه حاج خانوم(مادربزرگم)اونجا آدم برفی درست میکنیم.

 

اینو گفتم گفت الان بریمممم..گفتم نه شروع کرد به گریه کردن که حتما الان بریمممم.

 

به روایتی گریه بچه رو در آوردمشکلک های شباهنگShabahang.

 

بعدش گفتم گریه نکن میام دنبالت میرم..گریش قطع شد شیطووووون.

 

مامان و بابامم میخواستن زن داداشمو ببرن خونش برسونن..قبلش با داداش کوچیکم و مامانم رفتیم تو

 

حیاط برف بازی کردیم..ناملدا فقط به من برف میزدن...بعدش مامان و سحر رفتن زیر درخت نارنج

 

وایستادن من براشون عکس گرفتم...من تیپ خودم خندم گرفته بود.پ

 

پالتو پوشیدم با یه شال سرم کردم دور گردنم پیچوندم..اصن یه وضعی بود ..

 

بعد مامانو سحر رفتن تو کوچمون من براشون عکس گرفتم.

 

من رفتم تو کوچه با اون وضع لباسم دونفر داشتن رد میشدن منو دیدن داشتم از خجالت آب میشدم فرار

 

کردم رفتم تو حیاط..

 

مامان اینا که رفتن منم اومدم تو اتاقم دارم براتون مینویسم.

 

خدا کنه برف شدید بشه کلی رو زمین وایسته..

 

آها یادم رفت بگم..اینجا ۷ سال پیش برف اومد.قبل اومنم ۱۴ سال قبلش برف اومد..

 

خب من برم به دوستم زنگ بزنم بریم برف بازی.

 

فعلا بااااااااااااااااااای دوستان.شکلک های شباهنگShabahangشکلک های شباهنگShabahang

 

شنبه دوازدهم بهمن 1392 9:25نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
مغز در حد جلبك..خخخخخ

معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...


فرداش پدره میاد میگه چی شده؟مشکل چیه؟


معلمه میگه بچه ی شما خیلی خنگه..!

پدر:یعنی چی؟

معلم:الان بهتون میگم..نگاه کنید...

به شاگردش میگه برو ببین من تو حیاط مدرسه ام؟پسره میره و میادمیگه نه خانم معلم توحیاط نبودید

معلم میگه شایدتودفترمدیر ام برو اونجا رو ببین پسره دوباره میره ومیاد میگه نه خانم اونجا هم نبودید...

معلم به پدرپسره میگه ببینید..ببینیدچقدر بچتون خنگه...

پدر میگه: خب شاید رفتی مرخصی ....!!!


معلم:

پدر:


شاگرد:

شنبه شانزدهم آذر 1392 17:44نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
...

دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 9:6نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
سلام به همه ی برو بچ خوبین عایاا..منم خوبم خدارو شکر...

 

خب امروز یه سری عکس گذاشتم هر کی کامنت نده ایشالله کچل بشه با مو مصنوعی بره

 

بیرون بعدش هوا طوفانی بشه اون مو مصنوعیارو باد بده دلم خنک شه

 

حالا میتونین کامنت نزارین...

 

بفرمایید ادامه مطلب ببینید چه خبره...

 

قبلش اینو بخونید روحیتون شاد شه..

دیشب پلیس جلو ماشینمو گرفت ...

رفتم جلو به پلیسه خیلی جدی گفتم :

میدونی من کیم ...؟

گفت کی هستی ...؟

گفتم من یه پرندم آرزو دارم تو باغم باشی. ^_^

جریمم نکرد ...

اشک تو چشاش جمع شد ...

گفتش خدا شفات بده

ادامه مطلب
چهارشنبه ششم شهریور 1392 9:50نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
ایمان

 

چهارشنبه سی ام مرداد 1392 14:53نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
 


ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام مرداد 1392 12:18نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
خخخخخخ

ﻗﺪﯾﻤﺘﺮﻫﺎ ﻟﺤﻦ ﻣﺮﺩﻫﺎ :

ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ ﻣﮑﻦ ﺯﻥ !!! غذا ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭ ... (o_O)
..
ﺍﻣـــــــــﺎ ﺍﮐﻨﻮﻥ :

جیجلم ﻇﺮﻓﺎ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ ﯾﺎ ﺗﻮ (^_^)

 

201000002010000020100000201000002010000020100000

 

یه روز مخاطب خاصم ازم پرسید : چقد دوسم داری؟

منم گفتم : حالا کی گفته من دوست دارم اصن؟

هیچی دیگه رفت مخاطب عام شد ، جنبه شوخی ام نداشت! 

 

20100000 2010000020100000201000002010000020100000

 

تکامل گفتگوی دخدر پسرا :))

سال1360
پسر : سلام آبجی حال شما خوبه
دخدر: علیک سلام برادر به مرحمت شما خوبم

سال1370
پسر: سلام مریم خانوم خوبی شما
دخدر: سلام رامین جان ممنون شما چطوری

سال1380
پسر: سلام خانومی خوبی
دخدر: ممنونم عزیزم تو خوبی عشقم

سال1385
پسر:سلام یانگوم من :))
دخدر:س عسیسم مرسی ممنونم عقشم

سال 1390
پسر: سلام خوشکلم کوشی نیستی نکنه خوردی به پیسی خخخخ
دخدر:چطول متولی عجقم نیتی من دتنگتم

سال1391
پسر: سلام موستانگ من :))
دخدر:س چطولی عجقم قمقملی قابولی دیده منو دود ندالی بقولم :))

سال1394
پسر:سلام عشقم
دخدر: هنتقن تخهرتهخ هعترهتث خحنحخر

سال 1396
پسر: سلام عشقم
دخدر: 中航网群. 中国航空集团公司, 中国航空(集团) ... 公司, 中国航
 

سال1400
پسر: در حال شلیک آر پی جی
دخدر:การรถไฟแห่งประเทศไทย f بونگ(منفجر شد)

یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 8:58نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
پست مخصوص
سلام دوستای گلم...خوبین؟

 

پست امروزم مخصوص یه نفره که خیلی دوسش دارم...

 

ادامه مطلب...

 

 

 


ادامه مطلب
شنبه دوازدهم مرداد 1392 22:33نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)

سلااااااااااااام...

 

هورررررررررررررررررررررا... تولد تولد تولدم مبارک...

 

خیلی امروز خوشحالم...چون تولدمه...

 

امروز ۱۸سالم شد...

 

قبل از اینکه جشنو شروع کنیم یه تشکر کنم از دوستای گلم که تولدمو یادشون بود...اصلا فکر نمیکردم

یادشون باشه...

از ریحانه جوووونم و آدمین(کلبه شادی)ممنونم که تو وبشون بهم هدیه دادن...

و از دوستای گلم فاطمه جوووون.عاطفه جوووون.حاتمه جوووون.و زهره جوووون.تشکر میکنم که بهم تبریک گفتن...

 

 

یکم برقصیم...

دوپس دوپس دوپس

 

تصوير

خب اون وسطا بعضیا نمیرقصن فقط میخورن حالا من اسم نمیبرم...

smile

 

خب حالا میخوام با دوستام عکس یادگاری بگیرم....

    

بچه ها تکون نخورین میخوان ازمون عکس بندازن...

۱   ۲            ۳

دوباره بیاین برقصین بچه ها...

بیایین نفری یه بادکنک بگیرین بازی کنین...

خب بسه دیگه انقد نرقصین...

 

حالا بفرمایید ادامه مطلب که ...

 


ادامه مطلب
پنجشنبه سوم مرداد 1392 11:4نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)
تولد دوستام

 

سلام به همگی...

 

چون نمیتونم هر روز واسه دوستام تولد بگیرم...فقط تاریخشو میزارم...البته واسه دونفر تو اون وبم حتما میگیرم...

 

 

۱مرداد.......................................................حاتمه و زهره(واسه این دو تا تولد گرفتم)ali-mahsaali-mahsa

 

۲مرداد.......................................................نیلوفر(البته مطمئن نیستم)10300000

 

۳مرداد........................................................خودمali-mahsa

 

۵مرداد.......................................................محمد02200000

 

۶مرداد.....................................................فاطمه08400000

 

۷مرداد.....................................................حنانهali-mahsa

 

۱۰مرداد...................................................خانم صفایی(معلممون)12800000

 

۱۳مرداد..................................................شبنم07400000

 

۲۴مرداد..................................................سمیه جووووووونم18400000(ینی عاشقشم)

 

 ***بیچاره سمیه یه روز قبل کنکورمون تولدشه...****

 

 

تولد همشون مبارک...ایشالله همشون موفق باشن...

 

 

بچه ها دوووووووووووستون دارم...عااااااااااااااشقتونم...

 

 

باااااااااااااااااااااااااای...

چهارشنبه دوم مرداد 1392 13:17نویسنده ♥FaTeMeH♥| |
i413141_11.gif (242×58)